نقشه دیدپذیریات حالا در دستت است. دیگر نمیدوی؛ میدانی کجا باید بایستی.
اما اتفاق عجیبی میافتد.
آدمها از کنارت رد میشوند، نگاهی میاندازند، مکث کوتاهی میکنند و بعد میروند.
نه چون بدی.
نه چون حرفهای نیستی.
بلکه چون در همان چند ثانیه اول، نفهمیدند دقیقاً باید تو را «برای چه» به خاطر بسپارند.
راهنمای شهر رشد آرام میگوید:
«دیدهشدن بدون پیام، یعنی روشنکردن چراغ یک مغازه بدون اینکه معلوم باشد چه میفروشد.»
پیام اصلی تو در بازار چیست؟
پیام اصلی یعنی:
کوتاهترین، شفافترین توصیفی که باعث میشود مخاطب بفهمد «تو کی هستی و چه مشکلی را حل میکنی».
نه شعار تبلیغاتی.
نه اسم شغل خشک.
نه لیست خدمات.
یک پیام خوب:
– قابل فهم است
– قابل تکرار است
– و باعث میشود مخاطب بگوید:
«اوه، این به درد من میخوره»
مثال بد (بیرحمانه):
- من طراح سایت هستم
- من کوچم
- من مدرس دورهام
مثال بهتر:
من به مدرسها کمک میکنم دورههایی بسازند که واقعاً فروش برود.
من به کسبوکارهای خدماتی کمک میکنم سایتشان تبدیل به ابزار جذب مشتری شود.
من به مدیرها کمک میکنم فروششان سیستممند شود، نه وابسته به شانس.
یک مثال ساده از پیام شفاف
فرض کن دو نفر هر دو «مشاور فروش» هستند.
اولی میگوید:
«من مشاور فروش هستم.»
دومی میگوید:
«من به بیزینسها کمک میکنم فروششان قابل پیشبینی و سیستممند شود.»
ذهن مخاطب:
– اولی → مبهم
– دومی → قابل تصور
دومی نه الزاماً بهتر است، اما واضحتر است؛ و وضوح در آگاهسازی، از عالیبودن مهمتر است.
۳ اشتباه مرگبار در پیام اصلی
- همهچیز را گفتن
- تلاش برای باحال و پیچیده بودن
- تغییر پیام در هر صفحه و هر پلتفرم
پیام اصلی باید آنقدر ساده باشد که در ذهن بماند، نه آنقدر خلاق که گم شود.
تکلیف تو: جمله طلایی ۱۰ ثانیهای
الان وقت عمل است.
یک جمله بنویس که:
– زیر ۱۵ کلمه باشد
– با «من به … کمک میکنم» شروع شود
– نتیجه نهایی را بگوید، نه ابزار را
بعد از نوشتن، از خودت بپرس:
اگر کسی این جمله را بشنود، میفهمد من دقیقاً چه کار میکنم یا نه؟
✅ اگر نه → بازنویسی
✅ اگر بله → تو یک پیام داری
اگر دوست داری پیام اصلیات بر اساس مدل فروش و مرحله واقعی بیزنست دقیقتر ساخته شود، چکاپ شهر رشد را انجام بده.
در گزارش چکاپ، کمکت میکنم پیام اصلیات را شفافتر و قابل استفاده کنی.
حالا دیگر:
– میدانی کجا باید دیده شوی – میدانی چه پیامی باید منتقل کنی اما هنوز یک چیز مانده:
چطور این پیام را طوری بگویی که مخاطب توقف کند، توجه کند و دنبال ادامه بیاید؟
در اپیزود بعد:
«قلاب توجه» را میسازیم.